41   
شناسه خبر: 1759   
تاریخ انتشار: 1395/03/13 11:18
زنان درآثار عطار
زنان درآثار عطار
زن در آثار عطار نیشابوری

 

این قدیس، این پیر افسانه ‏ای  عطار نیشابوری ، روشنفکری متجدد و مقدس است که با در هم پیچیدن تفکراسطوره ‏ای و آرزوهای نوین نمونه والای اندیشمندی است که پا در سنتها و اعماق و سر به سوی جهان های تازه کشیده است. عطار عارفی پزشک است. تجربه های عارفانه را چشیده و آن را به نوعی با علم طب و دانش مدرن آمیخته است. از عرفان ، شیفتگی و شیدایی، زهد و تقوا، عشق و محبت و علم دین را آموخته و از طبابت، تفکر و استدلال، عقل و خردگرایی و علم زمین را فراگرفته است.

 

عطار عارفی است که در زمین می‏زید و عاشقی است که با تجربه‏ های ملموس دنیای مادی و چشیدن عشق زمینی قصد پل زدن و رسیدن به عالم بالا را دارد. چهره اش در اعماق تاریخ گم شده است. آن ناپیدای پیدایی است که ذکرش همه جا هست و خود در میان نیست.

 

فرید الدین محمد عطار متولد کدکن نیشابور است و مدفون در همانجا. تاریخ تولد و وفاتش در هاله مبهمی ازقصه ها و افسانه ها پیچیده شده است. زندگی او را در طول قرن ششم رقم زده ‏اند و تاریخ وفاتش را با حمله مغولان به نیشابور یکی دانسته ‏اند؛ و وفات نه، که شهادتش را، که به روایت تذکره‏‌ها به دست مغولان کشته شده است.

او وارث گنجینه های شعر سنایی و مولانا ست. قلمش را در هر دو عرصه نظم و نثر دوانده است و شیفتگی اش را به زندگی زهاد و عباد با آثار عرفانیش نمایانده است. در عرصه نثر تذکرة‏الاولیاء را نوشت و دفتر زندگی صد عارف را با قلم شیرینش نگاشت. وی مجموعه منظومه‌‏هایش را در دو مثلث شمرده است: مثلث اول، الهی نامه و اسرار نامه و مقامات طیور (منطق الطیر) و مثلث دوم، مصیبت نامه ، مختارنامه ودیوان.[1] دیوان عطار شامل مجموعه غزلیات، قصاید و ترجیعات اوست و مختارنامه حاوی رباعیات وی می‏باشد. بجز اسرارنامه سه مثنوی الهی نامه، مصیبت نامه و منطق الطیر دارای روایت داستانی واحدی است که با مجموعه حکایات و تمثیل های فراوان آراسته شده است.

 

طرح کلی الهی نامه یا خسرونامه عبارتست از مناظره خلیفه‏‌ای  با شش پسر خود که هر یک آرزو و خواهشی در دل دارد. پسر نخست طالب رسیدن به دختر شاه پریان است، دومی می‏خواهد جادوگری بیاموزد، سومین در جستجوی جام جم است. چهارمین آرزو دارد چشمه آب حیات را بیابد. پنجمین انگشتر حضرت سلیمان را می‏جوید و ششمین در اندیشه دست یافتن به علم کیمیاست.[2]

 

مشهورترین و عمیق ترین مثنوی عطار منطق الطیر اوست که در آن ضمن ذکر اجتماع مرغان و سؤال و جوابی که بین آنها و هدهد پیش می‏آید، عطار از مقامات تَبَتُّل[3]تا فنا و از سلوک و سیر الی الله و از هفت وادی و به تعبیر مولوی هفت شهر عشق سخن گفته است.[4]

 

منطق الطیر عطار یکی از برجسته ترین آثار عرفانی در ادبیات جهان است و شاید بعد از مثنوی شریف جلال الدین مولوی هیچ اثری در ادبیات منظوم عرفانی در جهان اسلامی به پای این منظومه نرسد و آن توصیفی است از سفر مرغان به سوی سیمرغ و ماجراهایی که در این راه بر ایشان گذشته و دشواری های راه ایشان و انصراف بعضی از ایشان و هلاک شدن گروهی و سرانجام، رسیدن «سی مرغ» از آن جمع انبوه به زیارت «سیمرغ». در این منظومه لطیف ترین بیان ممکن از رابطه حق و خلق و دشواری های راه سلوک عرضه شده است.[5]

 

مصیبت نامه هم از برجسته ترین آثار عطار است. شاید پس از منطق الطیر مهم ترین منظومه او باشد و به لحاظ پختگی فکر و تنوع اندیشه‌‏ها در کمال اهمیت است و ظاهراً به لحاظ تاریخی آخرین منظومه عطار بشمار می‏‌آید.[6] این منظومه مفصل ترین منظومه عطار نیز هست. مصیبت نامه داستان سیری است روحانی که در آن از روح به سالک فکرت تعبیر شده است. این سالک به راهنمایی پیر به سیر آفاق و انفس می‏پردازد و سلوک خود را از عالم غیب آغاز می‏کند. نخست نزد جبرئیل می‏رود. سپس نزد ملائکه مقرب و حَمَلة عرش و آسمانها و عناصر اربعه و کوه و جماد و نبات و وحوش و طیور و جن و انس می‏رود و ماجرای خود را بیان می‏کند، اما هر بار نومید به نزد پیر باز می‏گردد. پس از آن سالک فکرت سلوک خود را در مرتبه انبیاء ادامه می‏دهد و مشکل خویش را نزد حضرت آدم، نوح، ابراهیم، موسی، داود، عیسی و حضرت محمد(ص) می‏برد. حضرت محمد(ص) اسرار فقر را به او می‏آموزد و او را به طی مراحل سیر انفس یعنی پنج وادی حس، خیال، عقل، دل و جان دلالت می‏کند. بدین ترتیب طی مراحل آفاقی و انفسی سالک فکرت به پایان می‏رسد.[7]

 

اسرارنامه کوتاهترین منظومه عطار است. مشتمل بر 98 حکایت که در 22 مقاله بیان شده است. در این منظومه عطار بر خلاف سایر مثنوی هایش حکایت های کوتاه فرعی را در ضمن یک حکایت جامع نیاورده بلکه آنها را به صورت مقاله ها و خطابه های جداگانه تنظیم کرده است که هر یک شامل حکایتها و تمثیل‏هایی است و از این نظر بی شباهت به حدیقة الحقیقه سنایی و مخزن الاسرار نظامی نیست.[8]

 

در اینجا مجالی فراهم آمده است تا به زن و جایگاه او در زمانه عطار بپردازیم و ببینیم دیدگاه این شیخ روشنفکر قرن ششم در مورد زنان چه بوده است و در مجموعه آثارش به کدام دسته از زنان توجه بیشتری داشته و تعبیر او از زن و هویت انسانی و نقش او در جامعه چگونه بوده است.

«عطار به احتمال قوی همسر و فرزندانی داشته، اما اسناد مستقیم زندگی او در این باره اطلاع روشنی به دست نمی‏دهد.»[9] بدیهی است که عطار با التفاتی که به چهره های برتر زنان تاریخ ایران و اسلام و عرفان نشان می‏دهد هویت انسانی ـ اجتماعی زن را کاملاً پذیرفته است. 

زنان آثار عطار، رسالت های چندگانه‏‌ای را ایفا می‏کنند.زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگی، زن مظهر پارسایی و توکل، زن مظهر زهد و پرهیزکاری و زن مظهر خردمندی.

جدول زیر نام چهره های شاخص زنان و شماره تعداد حکایاتی را که نام آنها در آن ذکر شده نشان می‏دهد.

 

 

نام اثر لیلی زلیخا رابعه عدویه مریم حوا   فاطمه عایشه زبیده ام هانی زین العرب
منطق  الطیر

3

1

5

1

-

-

1

-

-

-

الهی نامه

10

2

2

-

1

2

1

2

-

1

مصیبت نامه

14

3

2

-

-

3

1

-

1

-

اسرار نامه

-

1

-

1

-

-

-

-

-

-

 

 

همانگونه که ملاحظه می‏کنید حکایات مربوط به لیلی 27 مورد، رابعه عدویه 9 مورد، زلیخا 6 مورد، فاطمه(س) 5 مورد، مریم و زبیده و حوا و ام هانی و زین‏العرب (رابعه قزداری) هم هر یک، یک یا دو حکایت را به خود اختصاص داده‏اند.

 

از تکرار فراوان نام لیلی و رابعه و زلیخا معلوم می شود که دو دسته زنان عارف و عاشق مهم‏ترین گروههای زنان مورد نظر عطار هستند. لیلی و زلیخا دو سمبل اسطوره‏ای  عشق و رابعه چهره زاهدانه تقوی و پرهیزکاری.

 

عشق و زن در آثار عطار

بیا ای مرد اگر با ما رفیقی/بیاموز از زنی عشقی حقیقی[10]

 

غیر از داستانهای لیلی و مجنون و یوسف و زلیخا که از داستانهای مشهور ادب فارسی است، داستان زین‏العرب  و بکتاش که در الهی نامه آمده است از جمله داستانهای خواندنی و جالب عطار است. این داستان که نمونه عشق عذری و پاک عشاق است، مظهر و مثال عشق آرمانی، الهی و پاک است. عشق، بی شائبه شهوت و آلودگی جسمانی و نفسانی. داستان زین‏العرب که در الهی نامه آمده است همان داستان رابعه بنت کعب قزداری است که از شاعران مشهور قرن چهارم هجری است. عوفی گفته است که او بر نظم تازی و فارسی هر دو دست داشته است. [11] جامی هم در نفحات الانس از قول ابوسعید ابی الخیرگفته است که: «دختر کعب عاشق بود بر آن غلام. اما پیران همه اتفاق کردند که این سخن که او می‏گوید نه آن سخن باشد که بر مخلوق توان گفت. او را جای دیگر کار افتاده بود.» [12]

 

این داستان نمونه عشق خاکساری و حبّ عذری در ادب فارسی است. [13] داستانهای لیلی و مجنون و رابعه و بکتاش در آثار عطار در پی بیان نوعی عشق دیگرند. عشقی فراتر از عشق مادی و مجازی، عشق حقیقی. عشقی که فراتر از معشوق، خود عشق هدف عاشق باشد. عشق انسانی، منهاج عشق ربانی است و داستان تحقق حدیث نبوی است: «من عشق وعفّ ثمّ کتم فمات مات شهیداً»[14]در این داستان زین‏العرب یا همان رابعه دختر کعب بکتاش را وسیلة عشق ورزیدن می‏داند. او عشق را می‏یابد و جز عشق، چیزی دیگر طلب نمی‏کند. چنانکه بوسعید گفت سخنی که او گفته است نه چنان است که کسی را در مخلوق افتاده باشد و عطار با آوردن این داستان و تکرار پیاپی داستان لیلی و مجنون بر ارزش اینگونه عشق و اینگونه زنان پاکدامن تأکید می‏ورزد. در الهی نامة عطار بیش از ده بار و در طی چند حکایت نام لیلی و مجنون تکرار می‏شود و بر روحانی و الهی بودن عشق ایشان تأکید می‏شود. طی حکایتی در پایان الهی نامه مجنون در پاسخ سائلی که از عشق لیلی پرسش می‏کند، می‏گوید:

 

جوابش داد کان بگـذشت اکنون 
که مجنون لیلی و لیلی ست مجنون
دویی برخاست اکنـــون از میــــانه 
همه لیلــی ست مجنون بر کــرانه
چو شیر و می به هم پیوسته گردنــد  
زنقصان دو بودن رسته گردند
اگر هستـی به جان او را خریدار 
چو تو گم گشتـی او آمد پدیدار
چنان گم شو که دیگر تا توانی
نیابی خویش را در زندگانی[15]

 

           

در مصیبت نامه عطار هم حکایتی مندرج است که طی آن سائل از مجنون می‏خواهد که لیلی را طلب کند و او در پاسخ می‏گوید که من دیگر به یاد لیلی خوشم و هر چه فراتر از این بی ارزش است، چرا که من عاشق شهوت پرستی نیستم که از یاد دوست دست بردارم:

 

آن یکی در خواند مجنـــون را ز راه
گفت اگر خواهی تو لیلی را بخواه
گفت هــــرگز می‏نباید زن مــــرا 
بس بود این زاری و شیـــون مرا
گفت او را چــون نمی‏خواهی برت
این همه سودا برون کــن از سرت
یــاد خوشتــــر گفت از لیلــی مرا
ســـرکشـــی او را و وا ویلــی مـرا
مغــز عشـــق عاشقـــان یادی بـود
هر چه بگذشتی از این یادی بــود
من نیم زان عاشقـی شهــوت پرست
تا کنـــم خالـی ز یاد دوست دست[16]

 

 

در منطق الطیر هم داستان لیلی و مجنون برای عطار مثالی از عشق حقیقی است که در آن خودی عاشق برمی‏خیزد و همه عشق و معشوق جایگزین آن:

 

عشـــق باید کــز خرد بستــاندت 
پس صفــات تو بــدل گرداندت
کمترین چیزی ست در محو صفات
بخشش جان است و ترک ترهات[17]

 

 

حکایت عطار در الهی نامه که از اتحاد لیلی و مجنون خبر می‏دهد از جمله تمثیلاتی است که سابقه پیشین دارد. در این حکایت عطار می‏نویسد که مجنون در رباطی نشسته بود و از خیال با لیلی بودن و دیدن تصویر خود و او سرخوش بود و می‏گفت اگر عمری عشق ورزیدم، در نهایت هر دو را با هم دیدم.[18]

 

عین القضاة می‏گوید: مگر نشنیده‏ای  که مجنون را گفتند که لیلی آمد. گفت: من خود لیلی ام و سر به گریبان فرو برد یعنی لیلی با من است و من با لیلی.[19]

 

در اینگونه داستانها عشق ورزی برای رسیدن به کمال است و عشق مجازی پل و نردبان عشق الهی است.

اخبار مرتبط

جایگاه زن در اسلام

راه رسیدن به آرامش

سوره ای که در زندگی معجزه میکند!

وقتی دعا می کنی،

سوگواری برای مردگان به سبک ایرانیان

دین به عنوان تکنولوژی شادی

آیا فشار قبر واقعیت دارد؟

خودشناسی دراخلاق و عرفان

سهروردی و تحلیل مساله شر

منتهای عرفان

دانش، نجات و رهایی

مراحل یا سبک های زندگی از نظر کی یرکگارد

نهاد ناآرام و متحول انسان

زبان سرخ

دیگرگرایی و خودگرایی

عرفان در سلوک مولانا و تفاوت با حافظ و غزالی

مراد از معنوی شدن چیست؟

برهان اخلاقی کانت

بهره ی دنیوی با استغفار !

حسادت دشمن آرامش است

قرآن در مثنوی معنوی

حقیقت مرگ چیست؟

نگاه به ساقی‌نامه در ادب فارسی

عشق اصطرلاب اسرار خداست

جز عشق ندارم حکایتی

سی مرغ در پیشگاه سیمرغ

ایمان؛ شرط انفاق

ولایت در عرفان مولانا

زیبایی از نوع دینی

عرفان در ادبیات برون مرزی

معرفت نفس و خودسازی در پرتو توحید

خداوند از دیدگاه ملاصدر ا!

شیطان کیست؟ کسب و کار او چیست؟ و هدف از خلقتش چیست؟

تمثیلی از ذات پاک خداوند

اگر خدا را شناختی رهایش نمیکنی!

امیدبخش ترین آیه قرآن کدام است؟

‏شرح دعای تحویل سال

معجزه‌ای به نام دعای والدین

از زمین تا آسمان روح

وجدان جامعه در قبال گناهان اجتماعی

عاملی برای عزت و سربلندی!

جایگاه و اهمیت شادی و خنده حلال در اسلام

بهترین دارو برای درمان

پنج نفری که شیطان را بیچاره می‌کنند

فضیلتهای شب نیمه شعبان

دعایی که باعث گشایش در کارهای روزمره می‌شود

زنان شاهنامه اهل بزم ورزم بود ه اند

جریان شناسی عرفان های نوظهور

افلاطون، افلاطون عزیز ما!

برای زیباشناسی باید نگاه زیباشناسانه داشت

سفر به کعبه حقیقی

شرح سلوک گام به گام مولانا

خلوت و تنهایی در عرفان اسلامی

عرفان و جهان امروز

جهان، صحنه آزمایش الهی

خوف و رجا، عامل تعادل رفتاری

مصداق اسلام در قرآن کریم

در آغوش خداوند

مقصد و مقصود سائر و سالک

بخشیدن چیست؟

حکومت دینی، مقصود از حکومت دینی چیست؟

بلوغ معنوی چیست؟

ای فرزند آدم

آدابی برای زنده کردن روح و نورانیت دل

captcha