106   
شناسه خبر: 23907   
تاریخ انتشار: 1395/08/03 10:00
علی محمد بیدارمغز
موفقیت از سیاست تا اقتصاد؛ سفری از دیپلماسی به تشریفات
موفقیت از سیاست تا اقتصاد؛ سفری از دیپلماسی به تشریفات
از دنیای سیاست خودش را به دنیای تشریفات و آداب رسانده است آن‌چنان که می‌گوید " کاری نیست که آدابی نداشته باشد خواه سلام باشد و نماز، خوردن باشد و درس دادن ، نگاه و ارتباط با سفیران باشد."

به گزارش پایگاه خبری ایرانیان موفق، علی محمد بیدارمغز، با سوابقی چون دبیر سومی سفارت ایران در مسکو این روزها متخصص طراحی و ارزیابی سخنرانی ها، گردهمایی‌‌ها، دیدارها و تورهای ملی و بین المللی است. فوق‌لیسانس علوم سیاسی و ادبیات دارد و همین کافیست تا از هم صحبتی با او لذت برد ضمن آنکه حدس‌هایی از جابه‌جایی‌اش از سیاست به اقتصاد زد.

از او درباره این تغییر حیطه می‌پرسم که از همان لحظه اول کنجکاوی‌ام را برانگیخته؛ پاسخم سر راست و بی ابهام و کنایه ‌است: با توجه به علاقه خاص من به امور تشریفات در میان ماموریتهای  وزارت خارجه از بخش دیپلماتیک به تشریفات انتقال یافتم و چون شخصا کامل گرا هستم با خود عهد کردم که دراین زمینه تا حد توان بکوشم و این مقوله را اشاعه دهم. تشریفات در یک معنی برابر است با آداب و کاری نیست که آدابی نداشته باشد خواه سلام باشد و نماز، خوردن باشد و درس دادن، نگاه باشد و ارتباط با سفیران باشد.

با تجربه‌هایی چون ریاست تشریفات نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک و مدیریت طرح آموزش تشریفات در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه به خوبی ثابت کرده که در این راه نه تنها ثابت‌قدم بلکه بلند‌پرواز است.

کمی بعدتر توضیح‌ می‌دهد که دنیای دیپلماسی و تشریفات در چشمانش چگونه هم‌سطح یکدیگر قرار گرفته‌اند: دانش وزارت خارجه دیپلماسی است و دیپلماسی دو شاخه عملی و نظری را در بر می‌گیرد. نظری آن چیزی است که  از قانون و مواد ، مکاتب ، دروس و مقالات مرتبط با دیپلماسی نوشته و خوانده می شود اما تشریفات را دیپلماسی عملی می گویند از این رو که اصول مبانی دیپلماسی که به‌ صورت نظری مطرح می شود در عمل وقتی اجرا می شود.

بیدارمغز  با مثال‌هایش ادامه می‌دهد: تشریفات در حقیقت آن چیزی است که  امروز به عنوان آداب دیپلماتیک شناخته می‌شود. برای مثال  بحث تقدم از این دست تشریفا ت است از این قرار که میان سفرا بحث تقدم مطرح است هر روز خاصی از هفته یا ماه سفرا ، استوارنامه‌های خود را که در واقع معرفی نامه رئیس کشور به کشوری دیگر است به مقام عالی تقدیم می کنند. تقدم در اینجا به صورت یک بحث کاربردی مطرح می شود یعنی سفیری که حتما به فاصله چند دقیقه از سفیر دیگری استوارنامه خود را به رئیس کشور تقدیم می کند در مناسبت‌های رسمی بعد از سفیر قبلی قرار می گیرد. در این مقوله نه جنسیت ،نه سن و نه درجه تحصیلی و حتی سابقه یک رئیس دخالت ندارد چرا که جوانی که سی سال دارد می‌تواند از مردی میان سال که سابقه تحصیلی و کاری او بیشتر است در صف مناسبتها جلوتر می ایستد.

همه چیز برای او که این روزها در قامت استاد درآمده و به شاگردانش تشریفات کاربردی بین المللی و  MBA  تدریس می‌کند آداب دارد: کارها با آداب آغاز شده، با آداب ادامه پیدا می کند و با آداب به انجام می رسد.  ورود به اتاق مقام بالاتر حتی اگر درب اتاق هم باز باشد باید سه ضربه به درب زده شود و تا مقام بالاتر اذن دخول نداده کسی نباید وارد شود. یا در میهمانی‌ها کسی نمی تواند هر جایی که بخواهد بنشیند بدون تعارف دست به غذا بزند و هرگاه میل داشته باشد میهمانی را ترک کند.

از او که اکنون به نظرم بیش از نیمی از بلندپروازی‌هایش را عملی کرده از موفقیت می‌پرسم و اینکه آن را در چه می‌بیند.

گویا موفقیت را آن چنان که شاید سایرین بتوانند در چند فعل خلاصه‌اش کنند،نمی بیند. از نظرش موفقیت "کلمه‌ایست چند بعدی" که می‌تواند گاهی اتمام کامل و حساب شده یک طرح و پروژه بر اساس موازین از پیش طراحی شده باشد و زمانی دیگر ممکن است نتیجه رضایت‌مندانه‌ای از یک ملاقات، یک خواستگاری ، تقاضای وام  یا انتصاب و ارتقاء مقام باشد.

توضیحاتش را  ادامه می‌دهد: در جایی دیگر موفقیت به سرانجام رساندن یک زندگی بر اساس ماموریتی است که از پیش برای ما تعیین کرده اند. در صبح گاهی که علی(ع) پس از ضربت شمشیر فرمودن "فزتو و رب الکعبه" یک پیام حاکی از توفیق کامل  یک انسان بود که خدایا آنچه که در توان داشتم به‌ کار بستم .اما در باب موفقیت این که موفقیت یک نقطه خاصی از یک فعالیت یا یک تحول یا انتصاب باشد هر چند سر راه انجام تا حصول نتیجه زود به زود حتی ساعت به ساعت خود را به نقطه پایان نزدیک تر می بیند موفق است.

این فعال عرصه اقتصادی سپس به انسان موفق اشاره و عنوان می‌کند: مسئله جالب دیگر این است که شخص موفق باید موفقیت خود را نشان دهد که نمایش موفقیت بخشی از موفقیت است.

از فعالیت‌های بین‌المللی‌اش می‌پرسم که بخش اعظمی از شهرت بیدارمغز  را بر دوش می‌کشند؛ صادقانه جواب می‌دهد: در حال حاضر در یک شبکه مجاز بین المللی که به طرح نظرات مربوط به مقولات مرتبط با تشریفات فعالیت می کند حضور دارم .گاهی هم برای تدریس اصول و مبانی تشریفات کاربردی و به ویژه تشریفات کاربردی نوین به کشورهایی که دعوت می شوم سفر می کنم.

به تشریفات که می‌رسد سر ذوق می‌اید و از بخش‌های نوین این "علم " می‌گوید: باید بگویم که مقوله تشریفات نوین مبحث جدیدی است که با تشریفات رسمی و آنچه که در روابط بین سفرا ، وزرا انتظار می‌رود متفاوت است.

نقبی به علم ارتباطات می‌زند و ادامه می‌دهد: به این ترتیب تشریفات معرف کاربرد مبانی آداب در ارتباطات است. ما با بکارگیری مبانی تشریفات ارتباط خود را به نحو احسن مدیریت می کنیم.

به اینجا که می‌رسیم از رویکردش درباره کارآفرینی می‌پرسم؛ از اینکه آن را در خلال تجربه‌هایش چگونه می‌بیند: کارآفرینی هم یک مقوله جدیدی در باب فعالیت اقتصادی است. در کارآفرینی ما از یک استاد کارآفرین ، استادی که خود صاحب مهارتی است مهارت می آموزیم و طراحی کار هم در 5 مرحله خلاصه می شود.

  1. نگاه کن من چکار می کنم؟
  2. یاد بگیر من چکار می کنم؟
  3. با هم انجام بدهیم.
  4. حالا تو انجام بده من ببینم
  5. از این پس تو خود استادی

توضیح می‌دهد: هفته اولی که به نیویورک رفتم با مدیری که با او قرار داشتم بحثی در گرفت راجع به رشته های هتل داری در امریکا و کسانی که در آنجا کار می کنند. برایم توضیح داد که در کشورش چگونه فارغ التحصیلان هتلداری بعد از چهار سال تحصیل ما او را دستیار دیپلمی قرار می‌دهیم که چهار سال کار کرده یعنی آنچه را که او به صورت نظری یاد گرفته کفایت نمی کند باید علم خود را با کسی که استاد شده هماهنگ سازد تا موفق شود.

آخرین سوالم را درباره نقش جوانان در کارآفرینی مطرح می‌کنم؟

پاسخم را به تفضیل می‌دهد: آخرین کشفی که در دنیا در زمینه کارو کاریابی مطرح شده است نه علم است و نه اطلاعات و نه دانش یکسری مهارت است.می دانید امروزه شما در خانه و محل کارهم  آموزش و کسب علم داشته باشید. با ورود موتورهای جستجو به آخرین اطلاعات و آگاهی‌ها دست پیدا کنید. متاسفانه نظامهای آموزشی همانطور که از اسمشان پیداست بیشتر آموزشی هستند و کمتر مهارت آموزش در آنها دیده می‌شود. مثلا یک فارغ‌التحصیل باید از مهارتهایی نظیر نگارش ، ارتباط و سخنرانی موثر و بسیاری از چیزهایی که پسوند موثر دارند بدانند تا بتوانند دانش و اطلاعات خود را به نحو احسن به کار گیرند. نداشتن مهارت به هیچ عنوان دیگر نمی تواند صاحب علم و آمار را به سر منزل مقصود برساند. به عبارت دیگر صاحبان مهارتها می توانند با مهارتهای خود هنگام استخدام به نحو احسن چانه بزنند و مهارتهای خود را بفروشند که مهمترین هنر در عصر حاضر فروش است و هر کس بتواند خود را بهتر عرضه کند یعنی مهارتهای بیشتری را به نمایش بگذارد قادر است شغل و منسب بهترو بالاتری را کسب کند.

بیدار مغز ادامه می‌دهد: به زبان ساده داشتن مهارت حاشیه رقابت است. در این راستا می‌توان به دو نوع مهارت تحت عنوان مهارتهای سخت و مهارتهای نرم اشاره کرد. مهارت‌های سخت آن موضوعاتی است که  در دبستان، دبیرستان و دانشگاه از معادلات و فرمولها و مبانی علمی و آموزشی یاد گرفته اید. اما مهارتهای نرم بیشتر به موضوعات ارتباطی مربوط می شود. صرف داشتن مهارتهای سخت نمی تواند ما را به درجات عالیه در شرکتها و ادارات برساند.

پایگاه خبری ایرانیان موفق
captcha