27   
شناسه خبر: 24595   
تاریخ انتشار: 1395/09/06 00:54
معرفی چهار کتاب برای مطالعه در شب های طولانی زمستان
معرفی چهار کتاب برای مطالعه در شب های طولانی زمستان
روجا (شخصیت اصلی رمان این هیولا تو را دوست دارد) در شش سالگی شاهد غرق شدن مادرش بوده، از این بابت احساس گناه می‌کند و پی مقصر می‌گردد.

«هیولاهای خانگی»

  از جدایی تا وابستگی - علیرضا رحیمی موحد
مجموعه داستان هیولاهای خانگی را فرشته احمدی با نشر ثالث در سال ٩٤ منتشر کرده است. مجموعه‌ای با تنوع مضامین که اگر قرار باشد در قالب مضمونی خاص تحلیل شود نوعی همسان‌سازی در جهت نادیده گرفتن دیگر داستان‌ها رخ می‌دهد که باید از آن اجتناب کرد.

بنابراین این نوشته سعی دارد بر چند داستان تمرکز کند تا نهایتا در صورت امکان اشتراکاتی در شیوه‌های فرمی و محتوایی با سایر داستان‌ها ایجاد شود.

داستان «کینه‌ورزی از سر ادای وظیفه» را می‌توان با مرکزیت بر فرآیند جدایی از مقوله‌های روان‌شناختی تبیین کرد. زمانی که راوی مشغول واکاوی گذشته و پیوند آن به زمان حال است به‌طور ناخواسته این فرآیند جدایی را بازگو می‌کند. یکسوی این فرآیند ستیزه‌جویی است و آن سویش وابستگی. به این تعبیر راوی در آغاز، مرحله ستیزه‌جویی با شخصیت پسر مورد علاقه‌اش- رضالی- را تجربه می‌کند، با بازیگر نامیدن‌اش و فریبکار خواندنش. این وضعیت ستیزه‌طلبی با پیشرفت روایت سویه‌های دیگری به خود می‌گیرد همچون خائن نامیدن رضالی که به قول راوی خیانت کلمه‌ای است حماسی.

چهار کتاب خواندنی برای کتاب دوست ها 

 

 راوی در ادامه تبیین این ستیزه و مقابله، عشق را هم دستاویزش قرار می‌دهد. او هنگام نوشتن عشق آنقدر «قاف» عشق را بزرگ می‌نویسد تا کلمه «زن» را که جای دیگری نوشته می‌بلعد. در واقع عشق را وسیله‌ای نه برای بالیدن‌ بلکه بلعیدن تعبیر می‌کند.

شاید این شیب تند ستیزه‌جویی با آوردن واژه‌هایی همچون «وارستگی» و «فارغ شدن» که راوی حین روایت گذشته بر صفحه کاغذ می‌نویسد، در جهت رهایی از این ستیزه‌خواهی باشد. اما این کلمات کارساز نیستند و در جایی می‌گوید: انسان عاشق آدم جذاب‌تری است... اما آدم فارغ چه؟ نزد خود هیچ آبرویی ندارد و به خاطر سبکبالی حق ندارد سوژه هیچ قصه‌ای باشد...

نتیجتا باید فرآیند جدایی تا رادیکال کردن این ستیزه‌جویی پیشروی کند که با اندیشدن به خودکشی شدت می‌گیرد. اینجاست که فرآیند جدایی سوی دیگرش یعنی وابستگی را باید تجربه کند.

مصداق متنی مولفه وابستگی را می‌توان در صفحه پایانی جستجو کرد. زمانی که راوی نشان می‌دهد برای رسیدن به لحظه زنگ زدن به پسر مورد علاقه‌اش در گذشته، صفحات تقویم‌اش را علامت گذاشته تا به این لحظه برسد. به این اعتبار در پایان داستان این فرآیند به نقطه اوجش می‌رسد یعنی وضعیت مهرآگین: از یکسو مهر‌ورزیدن و از سویی کین‌توزی. در واقع ستیزه، جنبه سلبی فرآیند جدایی بوده و وابستگی، جنبه ایجابی‌اش.

سلب کردن ابژه عشق‌ورزی از یکسو و نیز وابستگی و ایجابیت همان ابژه از سوی دیگر. نهایتا فرآیند جدایی نمی‌گذارد دو مولفه وابستگی و ستیزه‌جویی در تضاد با هم قراربگیرند و هردو مولفه در این فرآیند به وحدت می‌رسند تا تعادلی نسبی حاصل شود.

داستان «آزمودن زندگی در کنار رود کن»

به مقوله قضاوت می‌پردازد. داستان آدم‌هایی که دور یکدیگر جمع شده‌اند تا بر اساس ویژگی‌های رفتاری تعیین سطح شوند تا نهایتا نوع ارتباط افراد با یکدیگر تشخیص داده شود. اما این نحوه مواجهه با انسان صرفا نتیجه‌گرایی را دنبال می‌کند نه رسیدن به هویت و بنیان انسانی.

این عدم شناخت به واسطه قوانین نامنعطف در مورد آبدارچی مصداق پیدا می‌کند. او در تمام داستان به عنوان شخصیتی مهربان از سوی آنهایی که شخصیت‌ها را بر اساس رفتارهای ظاهری قضاوت می‌کنند معرفی می‌شود، ولی در پایان همه آنها را کنار رودخانه کن هنگامی که آنجا را برای زندگی آرام و بی‌دغدغه انتخاب کرده‌اند با یک نوشیدنی مسموم می‌کند و می‌کشد.

راوی، به میان جمع آمده تا با تشخیص هویتش بتواند به قول خودش بفهمد کی هست و با کی طرف هست. اما در واقع هر لحظه با خودش بیگانه‌تر می‌شود. این داستان، اجتماعی را بازنمایی می‌کند که افرادش قضاوت را بر نقد و تحلیل مرجح می‌دانند. شاید بتوان گفت برای رهایی از این قضاوت همانا طنز ضمنی راوی راهگشا باشد که می‌گوید: اگر یواشکی S (نماد شخصیت حسی) را به N (نماد شخصیت منطقی) تبدیل کنیم ممکن است ناغافل گاندی به کالیگولا تغییر شخصیت دهد. این طنز تنها راه برای رهایی از قضاوت است.

 طنز، زیرکانه از جانبداری و قضاوت امتناع می‌ورزد و میان تضادها در آمد و شد است و در تصمیم‌گیری و اعلام جانبداری چندان عجله‌ای ندارد، زیرا هر تصمیم و قضاوتی همواره عجولانه خواهد بود و باید از آن امتناع کرد.

داستان «مانداب» مخاطب را در معرض یک دیوانگی جمعی قرار می‌دهد، توسط راوی اول شخص جمع. این راوی در آغاز می‌گوید: شهر ما شهر دیوانه‌خیزی بود ولی کسی تو بحر این چیزها نمی‌رود...

فاقد لحن بودن راوی اول شخص جمع از ویژگی‌های برجسته این مولفه فرمی است. یعنی همدلی روایی با شخصیت خاصی ایجاد نمی‌شود و مستقیما هویت جمعی را بازنمایی می‌کند. در نتیجه فردیت راوی هم درون این جمع دیوانه حل شده تا خواننده نتواند تشخیص دهد که راوی در کور شدن اهالی این شهر نقش داشته است. این کور شدن استعاره‌ای از جنون و ناآگاهی نسبت به پیرامون‌شان است. از منظری دیگر این جنون جمعی نزد ساکنینش طبیعی جلوه کرده و در پایان راوی هم جزی از این دیوانگی همگانی می‌شود.

چهار کتاب خواندنی برای کتاب دوست ها 

 

در روان‌شناسی اجتماعی این جنون جمعی در برخی اوقات دلیل شورش‌ها و قیام‌های تاریخی می‌شود. شاید بهترین راهکار برای رهایی از این جنون جمعی بازتعریف گفتمان جنون است. چرا که در هر دوره تاریخی معنای جنون به گونه‌ای خاص مفهوم‌سازی می‌شود و اگر بازتعریف نشود دیوانگی امری طبیعی جلوه خواهد کرد. در داستان اول این مجموعه «اشباح تابستانی» نیز فضا و مضمونی مشابه این داستان رخ می‌دهد. در شهرکی که حتی در نقشه هم نیست بعد از سال‌ها که ساکنین‌ قدیمی‌اش به آنجا می‌روند، با ساکنینی روبه‌رو می‌شوند که از گذشته همچنان بعد از بمباران و بی‌خانمانی در آنجا زندگی می‌کنند. این ساکنین طی سال‌های بی‌سکنه بودن شهرک، با اشباح مرده‌ای وارد دیالوگ شده‌اند که باز استعاره‌ای از این جنون جمعی است.

در داستان «هیولاهای خانگی» که عنوان مجموعه هم از آن برداشته شده، آیرونی عنصر قالب آن است. در آغاز داستان راوی از خاله و تاثیرگذاری‌هایش در سنین کودکی‌اش روایت می‌کند. روایت با شیبی ملایم که تعلیق‌برانگیزی موثری داشته زمینه‌ای ایجاد می‌کند برای واسازی شخصیت خواهر ناتنی.

راوی با روایت زندگی خودش که ملهم از خاله‌اش است به تدریج ذهنیت، افکار و نحوه قضاوت‌های خودش را در بستر افکار او بازگو می‌کند.در واقع این بازگویی چیزی نیست جز بازشناسی خودش. راوی ابتدا خاله‌اش را در چهره یک منجی یا قدیس حتی با توصیف ظاهری او برای مخاطب به تصویر می‌کشد. در این راستا راوی از خاله‌اش می‌آموزد که مادرشان هیولایی بی‌رحم است. اما به تدریج افکار ضد ونقیض او را آشکار می‌کند که در اینجا زمینه اصلی آیرونی مهیا می‌شود. راوی از ویژگی‌های فکری او در قالب معرفی کتاب‌هایی که جهت‌گیری کمونیستی و به ظاهر موافق با قشر کارگر است اشاراتی دارد. از اینکه او دختری بوده مستقل و در پی تعارض با خواهرش از خانه و خانواده‌اش فاصله گرفته و با حقوق معلمی، زندگی مجردی‌اش را ادامه می‌دهد.

 اما بعدا برملا می‌شود او با کمک مردی که اجاره خانه‌اش را می‌داده زندگی کرده و نه با ایستادن روی پاهاش. نیمه اول روایت در ساختن چهره تقدیس شده خاله‌اش پیش می‌رود. اما از نیمه دوم روایت گزاره‌هایی همچون زن مستقل، زن روشنفکر، معلم فداکار، خواهر دلسوز، در زمینه روایی‌اش متزلزل می‌شود. وقتی روایت به اوج تنش می‌رسد که خاله دختری به دنیا می‌آورد و همان نگرش منحطش را نسبت به دخترش اعمال می‌کند.

 روایتی که خاله در آن تقدیس شده بود زمینه‌ای برای تزلزلش می‌شود. روایت ستایش‌کننده خاله در پایان به نکوهش او بدل می‌شود. این تزلزل واسازی‌ای را به دنبال دارد. واسازی قدیسی که هیولایی از دل آن بیرون می‌آید. درواقع مدح خاله مبدل به ذم‌اش می‌شود. آیرونی به راوی این امکان را می‌دهد تا همواره تعارضاتش را در پایان داستان نسبت به مادر خودش و حتی خاله‌اش درونی کند تا به تعادل برسد با رسیدن به این جمله پایانی: دیگر افکارم سیاه نیستند... قهوه‌ای‌اند. رنگ چشم‌های خودم و شما و مادر و مادربزرگم...

در پایان می‌توان در راستای تنوع مضامین این مجموعه موضعی نسبی اتخاذ کرد. این مجموعه ساختاری است که هر داستان می‌تواند حکم اجزای مستقلِ درون ساختاری را داشته باشد که بر اساس هنجارهایش، ارزشی تولید کرده و نتیجتا نقشی را ایفا کند.

اما همین ساختار همواره باید بتواند از تنوع مضامین برخوردار باشد و در خود تناقضی را میان اجزا‌یش برقرار کند تا همواره خوانش‌های متفاوتی را بطلبد و مفهوم در آن ثابت و تقلیل‌پذیر به مفاهیم عرفی و رایج نماند.

 نگاهی به رمان «این هیولا تو را دوست دارد»

مواجهه با واقعیت به شیوه افلاطون -سعید کاویانپور
افلاطون معتقد بود واقعیت پیرامون ما مجازی و سایه حقیقتی است که به دید ما نمی‌آید. آنچه لمس می‌کنیم روان است. همانند حباب آبی که دوام ندارد و بر اثر گذشت زمان تغییر می‌کند. بر این اساس برداشت ما از حقیقت، ذهنی است و از سلامت روانی، دانش و باورهامان تاثیر می‌گیرد. پس دور از انتظار نیست اگر تمام زندگی فردی تحت‌الشعاع یک خاطره هولناک قرار بگیرد.

چهار کتاب خواندنی برای کتاب دوست ها 


روجا (شخصیت اصلی رمان این هیولا تو را دوست دارد) در شش سالگی شاهد غرق شدن مادرش بوده، از این بابت احساس گناه می‌کند و پی مقصر می‌گردد. خودش را در غار تنهایی محصور کرده، آن خاطره پس ذهنش می‌تابد و روی قضاوت‌هاش سایه می‌اندازد. زندگی‌اش مصداق مُثل افلاطون است: روجا حقیقت مرگ مادرش را نمی‌بیند. یک‌جور برداشت شخصی پیش چشمش را گرفته، واقعیت چیزی نیست جز ساخته و پرداخته ذهن خودش. از مهناز (معشوقه پدرش) هیولا ساخته، آن را به پدر، طاهر (نگهبان ساختمان)، همسرش (شیرین) و حتی دریا هم تسری داده و در نهایت خودش را به چشم هیولا می‌بیند.

«این هیولا تو را دوست دارد» قصه نجات یک آدم بزرگ به دست دختر بچه‌ای گمشده است. روجایی که از همه نزدیکانش بریده، از دوستی‌ها ناکام مانده و هنوز اسیر این باور است که از کجا می‌شود فهمید احساسات آدم‌ها واقعی است؟ دوست داشتن است یا فرار از تنهایی؟ به محض دیدن دخترک، مهشید صداش می‌کند. اسم تنها دوستش را روی بچه می‌گذارد و رفته‌رفته از غار تنهایی بیرون می‌آید. بعدها درگیر ماجراهایی می‌شود که زنجیر باورهای غلطش از‌هم می‌پاشد. مواجهه با واقعیت به شیوه افلاطون است. طی بحث و جدل با نزدیکان پدرش به این حقیقت پی می‌برد که همه آنهایی که هیولا می‌دیده، دل بسته‌اش بوده و هستند.

 روجا، اسمش روش هست: گرگ و میش دم صبح، وقتی آخرین ستاره غروب می‌کند و سپیده می‌زند. با مرگ پدر به خودش می‌آید. دختربچه کلامی نمی‌گوید. روجا باش همذات‌پنداری می‌کند. درواقع با خودش حرف می‌زند، به این واسطه بالغ می‌شود و خودش را می‌شناسد. به‌تدریج حقایق را می‌پذیرد و با از دست رفته‌ها کنار می‌آید. اعتراف می‌کند: «حرف از خداحافظی زدن آسان است. باورکردن خداحافظی است که کار را سخت می‌کند. اگر باور نکنی رفتن آدم‌ها را، اگر باور نکنی این خداحافظی که می‌گویند، واقعی است، هزاری هم که بگویند خداحافظ، هستند، تمام نمی‌شوند، با وجود جای خالی‌شان که قرار است تا همیشه بماند.» 

 نگاهی به «خورشید نیمه‌شب»

دلهره‌های وجودی
برای نخستین‌بار رمانی از غول داستان‌های معمایی‌- جنایی اسکاندیناوی، یو نسبو (متولد 1960 در نروژ)، به زبان فارسی ترجمه شد. رمان «خورشید نیمه‌شب»، که «نیما م. اشرفی» آن را به زبان فارسی برگردانده، درباره مردی است که از دست فیشرمن، سردمدار قاچاقچیان و توزیع‌کنندگان مواد مخدر در نروژ، فرار می‌کند و از شمالی‌ترین نقطه کشور نروژ، روستایی در ناحیه فین‌مارک سر در می‌آورد، مکانی کم‌جمعیت که در فصل تابستان خورشید هیچگاه غروب نمی‌کند. راوی ضدقهرمان (یون) با زنی جوان (لیا) و پسر 10‌ساله‌اش (کنوت) آشنا می‌شود و در کلبه‌ای بیرون از روستا ساکن می‌شود و شب و روز در انتظار سر رسیدن آدم‌های فیشرمن می‌ماند.

چهار کتاب خواندنی برای کتاب دوست ها 


«خورشید نیمه‌شب» را می‌توان در زمره ژانر جنایی دانست، اما عشق هم نقش مهمی در آن ایفا می‌کند. در این رمان خواننده از طریق پی بردن به ذهنیات ضدقهرمانِ فراری و آشنایی با مواجهه اگزیستانسیالیستی او با مسائلی چون زندگی، عشق، مرگ، مذهب، ناکامی، یأس، رستگاری و... سر ذوق می‌آید و تعلیق را در فاصله خالی مابین خطوط صفحات کتاب، یعنی در نبود کنشی هیجان‌انگیز احساس می‌کند. به تعبیری نسبو در این رمان حتی یک کلمه بیشتر از آنچه باید، به کار نمی‌برد؛ با این حال در این رمانِ سرراست، خواننده هر لحظه منتظر خطری در کمین است. نسبو با اختیار زاویه دید اول‌شخص و تاکید بر شخصیت‌پردازی، توانسته به نثری ناب و بی‌پیرایه و گاه طنزآمیز دست پیدا کند و به‌گونه‌ای مکنونات شخصیت اصلی را برای مخاطب بشکافد که این رمان هم‌ردیف با داستان‌های دلهره‌آور (تریلر) روان‌شناختی قرار بگیرد.

سه شخصیت در مرکز این رمان قرار دارند: شخصیت اصلی، یون، که از اُسلو گریخته است، لیا که مادری مذهبی و خادم کلیساست و کنوت که پسر ده‌ساله لیا و کودکی تخس است. صحنه‌پردازی داستان به‌خوبی و با جزییات کافی انجام شده است و افراد قوم سامی (بومیان اسکاندیناوی) و کلیسای لاستادیانی‌ها (فرقه‌ای مسیحی) به‌زیبایی به تصویر کشیده شده‌اند. توصیف‌های نسبو از مناظر و شخصیت‌ها و همچنین استفاده از دیالوگ‌های مینیمال و مونولوگ‌های درونی بلند باعث شده این اثر را با فیلم‌های نوآر دهه 40 و 50 میلادی و فیلم‌های کوئنتین تارانتینو و از لحاظ درونمایه با فیلم نور زمستانی (Winter Light) ساخته اینگمار برگمان مقایسه کنند. این رمان را «نیما م. اشرفی» به فارسی ترجمه کرده و نشر «چترنگ» آن را در 231 صفحه، با شمارگان 1000 نسخه و به قیمت 18500 تومان منتشر کرده است.

 نگاهی به مجموعه شعر «دیوار بی‌انتهای زمان»

اثر آرش عندلیب

دری به سمت بی‌معنایی -مزدک پنجه‌ای

نیما در نامه به میرزاده عشقی درباره یکی از مهم‌ترین نکات نظریه شعری خود چنین می‌نویسد: «اصول عقیده من، نزدیک کردن نظم به نثر و نثر به نظم است؛ نزدیکی نظم از حیث خیالات شاعرانه که تاکنون در نثر فارسی داخل نشده است و نثر از حیث تمامیت و سادگی. به این معنی که همانطور که نثر از مقاصد ما تعریف و توصیف می‌کند، همان طرز صنایعی را که در نثر موجود می‌شود، آنها را با نظم معامله بدهیم:

1- شعر ما در صورت، موزون و در باطن مثل نثر، تمام وقایع را وصف‌ کرده باشد.

2- نثر ما آینه طبیعت و پر از خیال شاعرانه باشد.

قصد از ذکر این مقدمه اشاره به نخستین متن آرش عندلیب در مجموعه «دیوار بی‌انتهای زمان» با عنوان «ورودیه» است که به نظر شاعر در این آفرینه برای سرودن به استقبال نظریه نیما رفته است. در این متن، شاعر توصیف‌گر تخیل یا به تعبیری اوهام خود است. فارغ از اینکه شکل کار و نحوه نوشتن آن و اساسا این نوع تجربه، جدای از بحث تئوری نیما در این باره که پیش‌تر توسط شاعرانی چون شاملو، احمدرضا احمدی، محمد حقوقی و... در شعر و در داستان توسط ابراهیم گلستان تجربه شده است؛ درباره این متن می‌توان نظر داد. عندلیب به واسطه فقدان عنصر موسیقی در این اثر، مخاطب را با نثری صرف مواجه ساخته است، هم اینکه او به مانند سلف خود در این فرم، رویه‌ای تکراری را پیش گرفته است.

چهار کتاب خواندنی برای کتاب دوست ها

 

وقتی شعر دوم این مجموعه یعنی «وداع» را از نظر می‌گذرانید، مشاهده می‌شود عندلیب مخاطب را با متنی مواجه ساخته که فرم نوشتاری آن در محور عمودی، فرم شعر را تداعی می‌کند در حالی که این متن نیز اگر پشت هم نوشته شود، به لحاظ آنکه ساختاری مشابه متن «ورودیه» دارد، از مرزهای شعر فاصله بسیار گرفته و پهلو به نثر زده است. در واقع خالق این متن‌ها تمایل وافری به گفتن، حرف زدن و خالی شدن دارد و شاید بر این اساس بتوان مدعی شد مدیریت او بر کلام مدیریت شاعرانه نیست و با آنچه نیما وضع نموده فاصله بسیار دارد. در این مرتبه شاید تنها عاملی که سبب می‌شود مخاطب به خود بقبولاند که احتمالا این دو متن، شعر هستند؛ آن است که شاعر اوهام و تخیل خود را توصیف کرده است.

یک دیوار فوق بلند و بی‌نهایت. فضای سرد و بارانی که شلاق‌کش می‌بارد، بی‌مروت و مردی در نهایت استیصال با هراس و دلهره، روی آن خمیده. حالتی که انگار بر اسبی سوار باشی و دو دستی چنگ بزنی به قاچ زین و چشم‌ها از شدت ترس بسته و... (ورودیه، ص 10)

پس این غروب/ همان غروب است برادر/ که بند می‌آید نفس و/ چشم‌ها ولی بند نمی‌آید/ همان غروب... / که ایستاده‌ای میان خواب‌هایم با دست‌های انار و چشم‌های انگور/ راه خانه مادربزرگ را می‌جویی/ در این خیال که پیش از این پدربزرگ/ کدام یک از این راه‌های امواج بی‌انتها را رفته/ که خانه‌ای چنان دو اشکوبه، با فر و پر شکوه، در منتهاالیه سبز ِ باغ روییده است؟ و... (وداع، ص12)

و اما «این هم خاکستری» نمونه متنی از احمد رضا احمدی با رویکردی اینچنینی است که نشان می‌دهد، عندلیب در این فرم حداقل در حد مصادق ارایه شده نتوانسته ارایه‌گر تئوری نیما باشد یا بر ظرفیت‌های این نوع مصداق بیفزاید.

این هم خاکستری- آبی- رنگ‌های مهربان و وسوسه‌پذیر- پس در خانه من چه ذخیره دارم- هیچ، هیچ- فقط یک شاخه گل یخ که دیگر عطر ندارد- می‌دانید که گل‌های یخ پس از چیده شدن دیگر عطر ندارد- برهوت است این تقویم و... (از مجموعه یک منظومه دیریاب در برف و باران یافت شد، ص 69)

شعر «روایت» در صفحه 16 از این مجموعه، حکایتگر آن است که زبانِ اندیشه این شاعر پیچیده است یعنی زبان و کلمات آن سعی در رسانگی دارد اما اندیشه‌ای که این زبان را ساختار می‌دهد، نمی‌گذارد رسانگی داشته باشد چون خالق اثر فکر می‌کند اینگونه می‌تواند تعلیق ایجاد کند، در حالی که کار اندیشه ایجاد تضاد و پرسش در دانسته‌های ما است. در واقع زبان وسیله‌ای برای بیان این اندیشه است. وقتی اندیشه دچار ضعف است و خالی از چیستی‌های زندگی، پس شاعر برای پوشاندن ضعف اندیشه خود مجبور است در ساختار فیزیکی جملات تصرفاتی داشته باشد، هر چند که گاه این تصرفات شکل زیبایی بگیرد. در شعر «روایت» شاعر به شکل نامحسوسی سعی دارد از متکلم‌الوحده بودن فارغ شود و به شکلی با لحن گردانی این امر را به مخاطب القا می‌کند.

در بخشی از کتاب «به رنگ طاووس به رنگ کلاغ» به کوشش داوود غفارزادگان که شرح دشواری‌های شیخ ابوسعید ابوالخیر است و برگرفته از اسرار توحید، چنین آمده است: «و آورده‌اند که روزی شیخ ما بعد از آن حالت- که او بدان درجه رسیده بود- بر در مشهد مقدس نشسته بود، مریدی از مریدان شیخ سر خربزه شیرین به کارد بر می‌گرفت و در شکر سوده می‌گردانید و به شیخ می‌داد تا می‌خورد، یکی از منکران این حدیث بر آن جا گذشت، گفت: «ای شیخ! اینکه این ساعت می‌خوری چه طعم دارد و آن سر خار و گز که در بیابان می‌خوری چه طعم داشت؟ و کدام خوش‌تر است؟» شیخ ما گفت که: هر دو طعم وقت دارد» یعنی که اگر وقت را صفت بسط بود، آن سر گز و خار خوش‌تر از این بود و اگر حالت را صورت قبض باشد این شکر ناخوش‌تر از آن خار بود. »

ابوسعید بدین شکل از زبان برای توصیف حالات خود استفاده می‌کند، کارکرد زبانی در اینجا به این‌گونه است که با آوردن کلمه «بسط» به معنی «گشادگی» و «قبض» به معنی «گرفتگی» حالت «خوشحالی و اندوه» را نشان می‌دهد. مفهومی که به عنوان معنای دوم یا سوم در این دو کلمه مستتر است. در واقع معنای اول «بسط» «گسترش» و معنای اول «قبض» نیز «گرفتن» می‌شود اما شیخ با اختیار این کلمات و ایجاد بستری بیانی در جهت خلق اندیشه توانسته کارکردهای معنایی دیگری از آن بگیرد یا آن معنای دور را به ذهن مخاطب متبادر سازد. شاید در این فرآیند است که می‌توان مدعی شد شیخ، مخاطب را با تعلیق مواجه می‌سازد و بدین شکل از صریح‌گویی پرهیز می‌کند. حال اگر به رفتار شاعر امروز خاصه عندلیب برای تعویق معنا دقت کنید، می‌بینید این دست شاعران بیشتر از آنکه به چه گفتن بیندیشند، روی چگونه نوشتن آن تمرکز می‌کنند. بنابراین بخش مهمی از اثرگذاری شعر آنها همیشه فدای آن امر مطلق می‌شود که به آن عشق دارند، یعنی افراط در خلق زبان ماشینی و تفریط در تعلیق معنا!

هنوز کمی باقی بود/ از دست غروبی از همان دست زیر اتاقم که می‌رفت/ نمی‌خواست حرفی به میان داشته باشد/ حتی/ روی پیشانی شما خطی/ به یادگار دختری که پایم را لگد کرد/ هم لبخندی تلخ داشت/ هم نگاهش کمی ژکوند می‌داد/ کوچه‌ای به نسبت مساوی با ماه/ از پنجره‌ام گم شد و... (روایت، ص 16)

شاید شعر «بی‌عبارتی» از صفحه 20 این مجموعه مصداق مناسبی باشد برای این ادعا که بگویم همان‌گونه که خود شاعر نیز اقرار دارد، سعی می‌کند کلمات را در سطرهایش به قتل برساند تا نتوانند بیانگر اندیشه او باشند. بر این اساس مدام با عباراتی مواجه هستیم که در محور افقی معنا دارند و این زنجیره به محور عمودی راه نمی‌یابد. در واقع متن او دری به سمت بی‌معنایی باز می‌کند.

... دنیا بی‌رحم‌تر از حرف‌هایی است که من سقوط کنم/ تو بالا بروی/ از پس کشتن یک جمله/ پای‌دار کلمات/ دری ندارد متنی به بالای تو باز شود/ لگد زدن جای خود/ اصلا/ عبارتی ندارد. (بی‌عبارتی، ص 20)

شعر «مانیفست» از این مجموعه، شعری است که به واسطه حضور کلماتی با بار احساسی و عاطفی مانند عشق، رویا و خنده قرار بوده حکایت عشق شاعر باشد البته تغزلی که با یأس و دلتنگی همراه است. یکی از نکات آسیب‌شناسانه اشعار عندلیب خاصه این شعر، ذکر این مهم است که اشعار او به‌شدت در محور عمودی از فقدان زنجیر اتصالی یا مفصل جهت چفت‌و بست ساختار عمودی رنج می‌برد. مثلا در این شعر شاعر به یکباره دچار تغییر لحن می‌شود بدون آنکه پیش‌تر فضایی برای این تغییر لحن فراهم سازد. پرش‌های ذهنی که شاعر نتوانسته آنها را در یک وضعیت هارمونیک و فضایی متناسب ایجاد کند. در شعر «بر باد رفته» این نقصان با ایجاد فرمی تازه و ابزارهایی که اگر چه برآمده از فرم نوشتاری اداری و رسمی است اما توانسته رفع شود. اما آنچه شعر «بر‌باد رفته» از این مجموعه را قابل تامل می‌کند نه محتوا و استعاره‌های کلیشه‌ای آن بلکه فرم آن است. شاعر در این فرآیند سعی کرده از نمونه نامه‌نگاری‌های اداری به نفع شعر بهره ببرد.

عندلیب از ابزارهای حسی و عاطفی جهت نمایش شعرهای تغزلی‌اش استفاده می‌کند اما شعرش به وصال نمی‌رسد، عشق در شعرهای او در متارکه و آرزوی دیدار می‌ماند. او به عشق رنگ و بوی عینیت می‌بخشد و در جاده ذهنیت راه می‌پیماید. در شعرش کمبود تجربه عینیت زندگی به‌شدت احساس می‌شود و از او شاعری ماخوذ به حیا در بروز عشق و ندای احساسات ساخته است. به نظر اگر بتواند جسارت را چاشنی آن کند و در جاده احساسات از میزان سرعت‌گیرها بکاهد، لذت بیشتری از تجربه زندگی را نصیب مخاطب خواهد کرد. تجربه‌هایی که در مرز توصیف و روایت زندگی نمانند. تجربه‌هایی که به تصویر بنشینند، تصاویری بکر و خلاقانه، آراسته به آرایه‌های بصری!

پایگاه خبری ایرانیان موفق
اخبار مرتبط

تاریخ عشق را حتما بخوانید

کتاب هایی که از همان سطر اول جذب تان می کنند

راه رسیدن به آرامش

مراقبت از پوست در فصل های گرم سال

خانم‌ها چه زمانی همسرشان را خوش‌تیپ می‌دانند؟

زیباترین عصرانه های بهاری در این بالکن ها

دکوراسیون ماه تولد، چیدمانی که برای شما ممنوع است!

بیوگرافی زنده یاد دکتر افشین یداللهی

دانش آموختگان صنعتی شریف موفق به ساخت ربات خودروی پرنده شدند

حمایت از کارآفرینان و کسب و کارهای خرد

در معماری، رنگها چه می گویند؟

روش های مختلفی برای جایگزینی تنبیه بدنی

قبل از ورود به زندگی مشترک این تفاوت های سبک زندگی را جدی بگیرید

نوآوری در کسب وکار را چه زمانی و چگونه باید به کار برد

۱۲ روش مقتدرانه برای تغییر سرنوشت و بهبود زندگیتان

دلایل نادیده گرفته ای که باعث می شود شما همیشه سردتان باشد

ساخت بینی مصنوعی که قادر به تشخیص عفونت در خون می باشد

آشنایی با پل نا کجا آباد در جاده آتلانتیک

طرز تهیه سمبوسه سیب زمینی و قارچ

با انتخاب پرده ی مناسب نواقص دکوراسیون خود را برطرف کنید

گفتگو با خدا

مدلهایی از چکمه زنانه گوچی GUCCI

اصول تربیت صحیح در کودکان

این کارهارا پس از صرف غذا انجام ندهید

9 کتاب نویسندگان افغان در میان نامزدهای جایزه جلال‌آل‌احمد

تست هوش

شعری در مورد یلدا

کشورهایی که هزینه سفر به آنها شاید بسیار کمتر از سفر به شهرهای دیگر ایران باشد.

طراحی واکسنی جدید برای جلوگیری از اعتیاد

سفره آرایی شب یلدا

طرز تهیه ژله به شکل هندوانه شب یلدا

چیدمانی به سبک مکزیک

راهکارهای جلب رضایت مشتری

تکنیک‌هایی برای غلبه بر ترس‌ از ازدواج

آیا شما آدم موفقی هستید ؟

با داشتن این علائم در بدن حتما کمبود ویتامین دارید

جزئیات دفن شدن حضرت محمد در خانه خود

چگونه بچه هایی موفق تربیت کنیم ؟

راهکارهایی برای پیشگیری از بیماری های چشم

عکس های زیبا پرندگان در هوای سرد

پدر

با ثروتمندترین کشورهای دنیا آشنا شوید

اختراعات ساده و بسیار تاثیرگذار بر زندگی بشر

پیشنهادهایی برای دکوراسیون منحصر به فرد سقف منزل

ست کردن لباس با رنگ سورمه ای و قهوه ای، یک ترکیب زمستانی زیبا و شیک

چگونه زندگی خود را سرشار از عشق و صمیمیت کنید

تست شخصیت شناسی

تام هاپکینز از 8 اصل موفقیت در کسب و کار می گوید

روش صحیح برخورد با دختر بچه های بی نظم

ازدواجی موفق با در نظر گرفتن این موارد

به جای اینکه نگران نظر مردم باشید اول نگران خود باشید

دردهایی که نیاز به پیگیری اورژانسی دارند

عکس های دیدنی

خطای دید

شادترین گورستان های دنیا

باکفش های رنگی می‌شود چه جور لباسی  پوشید

دکوراسیونی خلاقانه با ترکیب دو رنگ سیاه و سفید

تشک هوشمند با تغییر دما برای بهبود کیفیت خواب

با 15 شهر شناور برروی آب آشنا شوید

شعر خدا

شرح مختصری از زندگی نامه حضرت الیاس

مزایا و معایب کارکردن در منزل

چگونه با نوجوان خود صحبت کنید

قبل از ازدواج حتما به این مسایل فکر کنید !!!

راههای داشتن اعتماد به نفس

عملکردهای مهم ویتامین B12 در بدن انسان

با بهانه گیری کودکان چطور مقابل کنیم ؟

راههای آموزش دفاع ازخود به کودک

مواظب باشید به این دلایل ازدواج نکنید!!!

زوج های موفق چگونه رفتار می کنند ؟

اگر به دنبال شریک زندگی هستید، وقت خود را با مردهایی که در زیر به آنها اشاره می کنیم تلف نکنید!!

17 دلیل برای اینکه صبح ناشتا آب و لیمو بخورید

با نگاه کردن به پوست، ناخن و مو سلامتی شما مشخص می شود

راهکارهای پیشگیری و درمان زگیل

تولید ماده ای شبیه کاغذ باظرفیت مشخص برای ذخیره نیروی برق

کشف درمانی برای قطع نخاع

۱۰ برترین پیشرفت فناوری خانه های هوشمند

راهکارهایی برای کاهش استرس

با انجام ندادن این موارد آینده خود رابدون پشیمانی بسازید !!

9 اشتباه مدیران که باعث میشود کارمندان شایسته کارشان را ترک کنند را بشناسید

با این 6 گام مسیر کارآفرینی را با فراز و فرودهای کمتری تجربه کنید

اگر این علایم را دارید حتما به مرخصی بروید

شغال در خم رنگ

زندگی نامه بهلول و دین اسلام

بهلول و وزیر عثمانی

شعر زیبای وفا نکردی وفا کردم

زیباترین گنبدها در ایران

جاذبه گردشگری قصر هنرهای زیبایی مکزیک

باسکونت در روستای هواکسی درچین صاحب یک خودرو و یک ویلا شوید

عکسهایی از خلقتهای زیبای خداوند

تصاویری زیبا از طبیعت پاییزی

۱۰ عکس عجیب که به عنوان راز سوخته باقی ماند

معرفی 10 مدل مبل شیک

چگونه یک چیدمان دلخواه در منزل داشته باشید

چه رنگی را در چه جایی از منزل بکار ببریم

توصیه هایی برای شیک پوشی آقایان

چگونه با هارمونی رنگها یک تفاوت بزرگ در لباس پوشیدنتان ایجاد کنید

چطور مطابق با استایل شخصی خود لباس بپوشید؟

تست هوش عتیقه های گران قیمت

تصاویر گوناگون و دیدنی روز

captcha