11   
شناسه خبر: 24788   
تاریخ انتشار: 1395/09/21 02:34
داستان کوتاه و جالب
پدر
پدر
بیورنسون بیورنسونکه بیشتر به دلیل سرود ملی نروژ شهرت پیدا کرده است به عنوان حلقه ای از چهار ادیب بزرگ نروژ یاد می شود

امروز از نویسنده مشهور و خوش قلم نروژی بیورنستیرن بیورنسون برای شما یک داستانعالی و جالب داریم که می توانید در زیر بخوانید. بیورنسون نویسنده نروژی که بیشتر به دلیل سرود ملی نروژ شهرت پیدا کرده است به عنوان حلقه ای از چهار ادیب بزرگ نروژ یاد می شود. او در سال ۱۹۰۳ توانسته است جایزه نوبل ادبیات را کسب کند. اکنون یکی از داستان های کوتاه این نویسنده را با هم بخوانیم.

این داستان داستان ثروتمندترین و با نفوذترین مرد شهر به نام تورد اووراس است. او یک روز وارد اتاق مطالعه کشیش شد و گفت: من یک پسر دارم و می خواهم برای او غسل تعمید انجام دهم.

نامش چیست؟

فین، بعد از پدرم.

و حامیانش؟

آن ها نام برده شده اند و ثابت کرده اند که بهترین اقوام تورد در شهر هستند.

کشیش نگاهی به او انداخت و گفت: آیا چیز دیگری هم هست؟

تورد کمی درنگ کرد.

دوست دارم خودش خودش را غسل تعمید بدهد.

این موضوع را باید همان روز بگویید. شنبه هفته آینده ساعت ۱۲ ظهر.

کشیش باز هم پرسید: آیا چیز دیگری هم هست که بخواهید بگویید؟

تورد در حالی که کلاهش را روی سرش می گذاشت گفت: چیز دیگری برای گفتن نیست و آماده رفتن شد.

سپس کشیش بلند شد و در حالی که به سمت تورد می رفت گفت: موضوع دیگری هست. دستانش را گرفت و به چشم هایش خیره شد. خداوند فرزندی به شما داده که خیر و برکت را به زندگی شما می آورد.

۱۶ سال بعد بار دیگر تورد در اتاق مطالعه کشیش ایستاده بود.

کشیش گفت: هیچ تغییری نکرده اید آقای تورد هنوز مثل همان روزها مانده اید.

تورد گفت: شاید به این دلیل است که هیچ مشکلی نداشته ام.

کشیش چیزی نگفت و بعد از چند لحظه پرسید: دلیل حضورتان برای امروز چیست؟

امروز به خاطر پسرم آمده ام که قرار است در مراسم مذهبی فردا تایید شود.

او پسر باهوشی است.

من تا زمانی که ندانم پسرم قرار است برای فردا چه رتبه ای داشته باشد هیچ مبلغی به کشیش پرداخت نمی کنم.

او رتبه اول را خواهد گرفت.

بسیار خب اکنون که این را شنیدم این ۱۰ دلار برای کشیش.

کشیش در حالی که چشم هایش را به تورد دوخته بود پرسید: چیز دیگری هم هست؟

تورد پاسخ داد هیچ چیز و بیرون رفت.

۸ سال گذشت و یک روز سر و صدایی از بیرون اتاق مطالعه کشیش شنیده می شد. مردان زیادی تجمع کرده بودند و در راس آن ها تورد وارد شد.

کشیش او را شناخت و گفت: امروز گروهی به اینجا آمده اید آقای تورد.

آمده ام تا از شما بخواهم پیمان عقد را برای پسرم که قرار است با کارن استورلیدن دختر گودموند که این جا کنار من ایستاده جاری کنید.

او ثروتمندترین دختر این منطقه است.

تورد در حالی که موهایش را با یک دست عقب می داد گفت: بله همینطور است.

کشیش در حالی که به فکر فرو رفته بود نشست و بدون این که چیزی بگوید نام آن ها را در دفتر یادداشت کرد. آن ها روی برگه را امضا کردند و آقای تورد ۳ دلار روی میز گذاشت.

کشیش گفت: برای من ۱ دلار کافی است.

آقای تورد گفت: می دانم اما این تنها پسر من است و من دوست دارم این کار را سخاوتمندانه انجام دهم.

کشیش پول را گرفت.

آقای تورد این سومین بار است که تنها به خاطر پسرتان اینجا می آیید.

تورد در حالی که کیف پولش را در جیب می گذاشت گفت: شاید این آخرین بار باشد چون دیگر کارم با او تمام شده است.

گروه نیز به دنبال او بیرون رفتند.

دو هفته بعد پدر و پسر در رودخانه در حال قایقرانی بودند و درباره روز عروسی برنامه ریزی می کردند.

پسر گفت: پدر این تخته محکم نیست و ایستاد تا بتواند جای آن را محکم کند تا راحت تر بنشیند.

ناگهان تخته از زیر پایش سر خورد و در حالی که فریاد می کشید به داخل دریا پرتاب شد.

پدر پارو را به سمت پسر گرفت و پارو به دست ایستاده بود و فریاد می زد.

اما پسر بعد از چند تلاش بی ثمر دیگر بی حرکت ماند.

پدر اشک می ریخت و گفت فقط چند لحظه صبر کن و قایق را به سمت او پارو می زد.

ناگهان پسر به پشت برگشت، نگاهی به پدرش انداخت و غرق شد.

باورش برای تورد غیر ممکن بود. درست همانجا ایستاد و همچنان نگاه می کرد و مطمئن بود که دوباره پسرش روی آب باز می گردد. چند حباب روی سطح آب درست شد، و باز هم حباب، و آخرین حباب و سطح رودخانه دوباره به آرامی و صافی آیینه شد.

سه شبانه روز بعد از آن اتفاق مردم پدر را می دیدند که در همان منطقه پارو می زند. نه خواب داشت و نه استراحت. او در رودخانه به دنبال پسرش میگشت. در آخر، صبح سومین روز پیکر فرزندش را پیدا کرد و او را از رودخانه بیرون کشید.

یک سال از آخرین باری که تورد نزد کشیش آمده بود می گذشت. در یک غروب پاییزی کشیش متوجه شد که کسی پشت در منتظر است و کلون در را می کوبد.

کشیش در را باز کرد و مردی بلند و لاغر و خمیده با موهای سفید وارد شد. کشیش مدتی به او نگاه کرد تا توانست تورد را بشناسد.

خیلی وقت است که آن بیرون منتظر هستید؟

تورد گفت: درست است و نشست.

کشیش نشست و منتظر ماند. سکوت همه جا را فرا گرفت. در آخر تورد گفت: می خواهم بخشی از دارایی ام را به فقرا هدیه کنم. و می خواهم به نام پسرم باشد.

و بلند شد و مقداری پول روی میز گذاشت و دوباره نشست.

کشیش پول را شمرد و گفت: این مقدار بسیار زیادی است.

بله این مبلغ نیمی از باغم است که امروز فروختم.

کشیش بعد از مدتی سکوت پرسید: اما حالا می خواهی چکار کنی تورد؟

چیزی بهتر.

دوباره سکوت برقرار شد. تورد چشم هایش به زمین بود و کشیش به او چشم دوخته بود. کشیش با ملایمت گفت: فکر می کنم پسرت بالاخره برکت واقعی را به زندگی ات آورده است.

تورد سرش را بالا آورد و در حالی که اشک از چشمانش روی گونه ها سرازیر شده بود گفت: بله خودم هم همین فکر را می کنم.

پایگاه خبری ایرانیان موفق
اخبار مرتبط

عید فطر چه روزی است؟

جشن «ماه عسل» با حضور مهمانان منتخب

کسب 3 مدال طلا،‌2 نقره و4 برنز حاصل تلاش نمایندگان ایران

مبلغ زکات فطریه

درمان زخم های سوختگی با پرده جنین

برای صنایع کوچک ضمانت نامه صادر می شود

طرح سنجش سلامت نوآموزان تا پایان شهریور ماه ادامه دارد

رونمایی از پوستر نخستین فیلم سینمایی مهران مدیری

طب سوزنی، ابزاری موثر در برابر درد

جزئیات ثبت‌ نام چهارمین آزمون استخدامی کشور

عکس نوشته های زیبای ماه رمضان

آموزش تغییر ظاهر صندل

کتاب هایی که از همان سطر اول جذب تان می کنند

خدایا منو ببخش

نکات مهم در انتخاب سایه چشم

چگونه همسر خود را برای بچه دار شدن متقاعد کنیم؟

بیماری‌های خاموشی که در کمین افراد کم خواب قرار دارد

«ای دریغا» محسن چاوشی برای شهرزاد

تجهیزات آزمایشگاهی مقاومت مصالح توسط محققان ساخته شد

فارغ‌التحصیلان در قالب تعاونی مشغول به کار میشوند

دکتر علی‌ شریعتی‌

کاغذ باطله بدهید لوازم التحریر بگیرید

سالن سینمای ویژه فیلم کودک تأسیس شود

سامانه‌ای برای ذخیره انرژی اتلافی وسایط نقلیه خدماتی

تداوم حیات آموزش عالی در گرو حرکت به سمت کار آفرینی است

درخواست توجه ویژه رئیس جمهوری به فوتبال ملی

عناوین روزنامه های امروز 24 خرداد 96

اولین هتل کپری جهان در جنوب کرمان

حضرت علی (ع)

صعود مقتدرانه تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 2018

آغاز ثبت نام داوطلبان " مدرس آموزش خانواده" از امروز

یک دقیقه سکوت پیش از شروع بازی تیم ملی فوتبال ایران

افطار با «حلیم گندم»

اختلال دوقطبی در کودکان

راه رسیدن به آرامش

خدمت به 100 هزار سالمند با خط زندگی

مرکز کاکرین ایران افتتاح شد

عناوین روزنامه های امروز 17 خرداد 96

صعود تیم ملی فوتبال ساحلی ایران به رتبه سوم جهان

خانه هنرمندان ایران میزبان نمایشگاه مهمانی هنر می ‌شود

اعطای نشان لیاقت فدراسیون جهانی پینگ پنگ به یک مقام ورزشی ایران

کتاب فرش نفیس قرآنی در کتابخانه ملی آنکارا به نمایش درآمد

مهلت ثبت نام کتب درسی تمدید شد

مشهد میزبان یک اجلاس رادیو و تلویزیونی

سربازانی که غیبت دارن ثبت نام کنند

یک شرکت دانش بنیان ایرانی نیروگاه خورشیدی ساخت

رنگ لباسی که به صورت شما می آید

نحوه تزئین آشپزخانه

تیم دونفره مردان ایران مقابل ایتالیا پیروز شد

اعلام نتایج پذیرفته‌شدگان «آزمون استخدامی سال 95» در تیرماه

در جشنواره شهر 400 فیلم خارجی شرکت می کنند

ساعت کاری معاینه فنی ها در ماه رمضان تغییر می کند

عمل ارتوپدی با هیپنوتیزم در مشهد انجام شد

مراقبت از پوست در فصل های گرم سال

تیتراژ برنامه ماه رمضان با حامد همایون

به بازنشستگان و مستمری بگیران تسهیلات بانکی پرداخت میشود

کارآفرینان برتر ملی معرفی شدند

کاخ مروارید

اسرار ازل

موبایل

خانم‌ها چه زمانی همسرشان را خوش‌تیپ می‌دانند؟

زیباترین عصرانه های بهاری در این بالکن ها

محمد دانشور به نیمه نهایی دوچرخه سواری رسید

نحوه دریافت «پول» از اولیاء هنگام ثبت‌نام مدارس اعلام شد

با سلول های بنیادی ریزش مو را درمان کنید

7 قلوهای معروف جهان 20 ساله شدند

سید محمد حسن سید شجاع خالق برند "اریکا"

ملاصدرا

خادم‌الشریعه نایب قهرمان شطرنج آسیا شد

ورود اعضای لیست امید به شورای شهر تهران

حرکت به سمت مهارت آموزی به جای مدرک‌گرایی

دعا قبل از شروع به کسب و کار

تغییر فصل ها با خلق و خوی ما چه می کنند؟

خدا

دکوراسیون ماه تولد، چیدمانی که برای شما ممنوع است!

انتقال حال خوب و خوشحال کردن آدم‌ها بدون هیچ هزینه

بیوگرافی زنده یاد دکتر افشین یداللهی

دانش آموختگان صنعتی شریف موفق به ساخت ربات خودروی پرنده شدند

در سعدآباد نمایشگاه پوشاک ترکمن برگزار میشود

«بگذرد» با حامد زمانی

عناوین روزنامه های امروز

کشتی آزاد به چهار برد در آسیا دست یافت

نتیجه نهایی آزمون استخدامی دستگاه‌های اجرایی اعلام شد

ذخیره خون بندناف نوزاد در بانک خون رویان هرمزگان افزایش پیدا کرد

زندگی

فواید پاستیل خوردن برای کودکان

نگاه عاشقانه زن و مرد به یکدیگر

هر گروه خونی چه چایی میل کنند؟

با رعایت ادبِ عاشقی رابطه عاشقانه موفق را تجربه کنید

زندگی نامه فردوسی شاعر نامدار ایران

سریال رمضانی شبکه یک سیما مشخص شد

میزان مستمری خانوارهای کم درآمد مشخص شد

جوانان ایرانی در مسابقات مالزی افتخار آفریدن

به لوازم آرایش خود خنده را اضافه کنید

فردا هوا بارانی است

فرهنگیان از یک طبقه شغلی بالاتر برخوردار میشوند

شوراها تبلیغات خود را آغاز کردن

برنامه هایی برای هفته جوان برگزار میشود

یک روزه شناسنامه بگیرید

رونمایی از پوستر فیلم ویلایی ها

captcha